باز هم مينويسم

جاتون خالی الان از پياده روی شبانه اومدم و کلی صفای تنهايی و کتاب خريدن و لذت بردن از يک بعد از ظهری که ساعت کاريش تموم شده

کتاب زندگی نامه ثريا رو خريدم و يه تفريح شبانه برای خودم دست و پا کردم که از ساعت ۱۲ تا ۲ کتاب بخونم و لذت ببرم

امروز بليط گرفتم برای تبريز و ۸ مرداد  با قطار تا ۱۲ مرداد

به چند روز استراحت و عکاسی احتياج دارم

يه مجله جديد از چهارشنبه مياد

نشريه محيط زيست هم فردا ميارنش

دو تا بيل برد برای صدای مشتری

مشغول تکميل آرشيو عکس هستم

کارهای هيات علميم گوش شيطون کر مثل اينکه داره درست ميشه اگر درست شد و من کارت هيات علميم رو گرفتم همتون رو مهمون ميکنم. شايد از اين پراکنده کاری و کار ۲۴ ساعته راحت بشم

محمود ساز ميزنه البته با کمی سيخونک زدن و اصرار من

کلاس شنا و فوتسالش هم به راهه و زبان هم تازه شروع کرده

علی مشغول نقاشی رو در و ديواره و شيطونيش عجيب گل کرده

هنوز مشغول آب ياری گلهای قالی های خونه است.

نگران گروه هستم و هر طور هست ادامه ميدم و ۲ مرداد قرار ميگون يا فشم رو گذاشتم و اميدوارم سفری به ياد ماندنی باشه و تا يکشنبه محلت ثبت نام هستش

من همه دوستان بلاگر رو دوست دارم حتی اونهايی که من رو دوست ندارند

دلم برای همشون زود زود تنگ ميشه

شب خوش

  
نویسنده : مرجان كشاورزي ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸۳


شلوغی

به نظر نمياد که خيلی سرم شلوغ باشه ولی مشغله های فکری مختلف اذيت ميکنه و کمی همه چيز رو قاطی می کنه

خدا را شکر دست محمود خوب شد و مشغول کلاسهای تابستونيه

خاطرات يک استاد برای يه سمينار ۳ هفته ديگه ميره ژاپن و کارت ويزيت و پوستر و بروشورش رو بايد آماده کنيم

مامان ۵ شنبه اومد يه گياه رو قلمه بزنه که شيره گياهه پريد تو چشمش و اسيدی بود و حسابی يه هفته پوستمون رو کند و هی از اين بيمارستان به اون بيمارستان

کولر ۷۰۰۰ خريديم و با بدبختی ۴۰ تومن داديم بردند بالای سقف شيب دار و حالا اصلا جون نداره و کاشف به عمل اومده که بايد کانال ساز بياد و ۷۰ تومن قراره بگيره و جای کولر رو عوض کنه شايد از گرما نميريم

مدارکم رو يک سالی هست برای هيات علمی فرستادم و با سرعت لاک پشتی دانشگاه آزاد ديروز زنگ زدن که اون فرم شما قديمی شده . پاشو بيا اسلامشهر و فرم جديد رو پر کن

بلاخره بعد از ۵ ماه دوندگی تونستيم از ارشاد طلبهامون رو بگيريم و يک نفسی من ديروز کشيدم

مشغول تنظيم جزوات تاليفی و ترجمه ای هستم و يه تایپيست هم مشغوله تا الان ۹ تا از جزوات آماده شده

دانشگاه ايزه خوزستان گير داده که ترم ديگه بيا درس بده راه دوره و جاده خطرناک

بسه ديگه

  
نویسنده : مرجان كشاورزي ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۳